نگارخانه، بنگاه تجاری روز

سعید فلاح فر

نگارخانه ها تا چند سال پیش محل عرضه و نمایش آثار هنری بودند با میزان محدودی فروش که به زحمت درآمد آن کفاف مخارج اداره و هزینه های نگارخانه را می داد. در عوض تلاش می کردند مخاطب بیشتری جذب کنند. بنابراین قانونگذار در "فهرست فعالیت های مشمول معافیت موضوع بند ل ماده ۱۳۹ اصلاحی قانون مالیات های مستقیم" به نگارخانه ها نیز توجه کرده بود. در آئین نامه تاسیس نگارخانه ها هم در جهت حمایت از هنرمندان و برای تشویق مدیران نگارخانه ها به تلاش برای فروش آثار هنری، آن ها را از دریافت هر مبلغی به عنوان ورودیه منع کرده و تنها اجازه داده بود تا حداکثر در نگارخانه های درجه الف 30% از فروش را به عنوان سهم نگارخانه بردارند. (در ماده2 آئين نامه صدور اجازه تاسيس، انحلال و نظارت بر فعاليت نگارخانه ها هدف از تأسيس نگارخانه؛ تلاش براي ارتقاء آشنايي مردم با آثار هنري و اشاعه مفاهيم و ارزش هاي فرهنگي و هنري ذکر شده و همچنین حسب ماده 14 این آئین نامه؛ مديرنگارخانه با توجه به درجه بندي نگارخانه خود مي تواند حداكثر 30% از درآمد حاصل از فروش آثار اماني هنرمندان را در مقابل فروش و ارائه خدمات به عنوان حق‌العمل دريافت كند.)

کم نیستند نگارخانه هایی که به فعالیت های جانبی نه چندان قانونی می پردازند و یا تحت پوشش معافیت های مالیاتی از فضای نگارخانه به عنوان دفتر کار و یا برای مشاغل و فعالیت های اقتصادی و تجاری دیگری استفاده می کنند.
در حال حاضر رویه اکثر نگارخانه ها به سمت فعالیت های صرفاً اقتصادی رفته و بیش از آن که به مخاطب و فعالیت هنری توجه داشته باشند، روی وجه اقتصادی هنر متمرکز شده اند. این نگارخانه ها به جای وظیفه ذاتی کشف استعدادهای هنری و تبدیل آن به فرصت های فرهنگی و اقتصادی، به هنرمندان تثبیت شده ای تمایل نشان می دهند که خطرپذیری کمتر و سود مالی بیشتری دارند. در نتیجه ضوابط غیرهنری متعددی در انتخاب هنرمند و آثار هنری وارد فضای نگارخانه ها شده و تقریباً هنرمندان جوان یا بی نام و نشان، با هر درجه ای از کیفیت هنری ـ بدون تقبل هزینه های سنگین ـ امکان حضور در این نگارخانه ها را ندارند.

ارتباط با شخصیت های سیاسی و ورزشی و هنرمندان سینما و تلوزیون، انواع شوهای غیرهنری، رسانه ها و نقدنویس های پولی، ظاهر و جنسیت هنرمند و... بیش از حد بر اعتدال برگزاری نمایشگاه ها تاثیر می گذارد. اغلب مدیران نگارخانه ها برای برگزاری نمایشگاه به بهانه های مختلف، از هنرمندان مبالغ ورودی بالا ـ گاهی بیش از 10 ملیون تومان ـ مطالبه می کنند و گاهی بیش از 50% مبلغ فروش را کسر می کنند. باور کردنی نیست که بعضی از نگارخانه داران گاهی ـ برای حفظ شأن و شهرت نگارخانه ـ هنرمند را متعهد می کنند تا در صورت عدم فروش آثار، خود اقدام به خرید آثار نمایند. از این طریق نگارخانه دار هم به درصد فروش خود می رسد و هم هنرمندان دیگر را ـ در سراب فروش کامل آثار ـ برای برگزاری نمایشگاه در نگارخانه ترغیب می کند.
معمولاً نسخه ای از قراردادهای یکطرفه بین مدیر نگارخانه و هنرمند، در اختیار هنرمند قرار نمی گیرد. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هم به عنوان متولی، هیچ نظارتی بر حسن اجرای مفاد قانونی ندارد مگر این که گزارشاتی از تخلفات شرعی و سیاسی و... در رسانه ها منتشر شود.
[فارغ از این که در نگارخانه ها کدام وجه هنری یا اقتصادی بر دیگری ارجح است و یا باید باشد و تنها به قصد تاکید بر تفاوت و تفکیک دو منظر باید اذعان کرد:] طبیعی است که اقتصاد هنر تمایل بیشتری به کارگرهای هنری دارد تا هنرمندان واقعی. بنابراین بار اصلی هنر و حمایت از هنرمند قاعدتاً باید بر دوش مراکز غیر مالی باشد و این وظیفه نهادهایی مثل آموزش عالی و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است تا در جهت ارتقاء آگاهی و سواد بصری جامعه مرتبط با هنر؛ مرز این دو و حدود تاثیرات و ارزشگذاری هر کدام را با شفافیت کامل نشان دهد.

با این وضعیت سئوالاتی در شکل اداره نگارخانه ها مطرح است:

1ـ از نگاه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نگارخانه ها؛ بنگاه های صرفاً فرهنگی و هنری هستند و یا تجاری و اقتصادی؟ و اگر تلفیقی از این دو هستند، حدود فعالیت این واحدها چگونه است؟

2ـ اگر از نگارخانه ها انتظار فعالیت های فرهنگی و هنری می رود، چرا در جهت حمایت از هنرمندان واقعی ـ فارغ از روابط اقتصادی و شهرت و...ـ  و استفاده بهتر مخاطبی که الزاماً خریدار نیست فعالیت چشمگیری انجام نمی شود؟ کم نیستند نگارخانه هایی که تمایل به ورود مخاطب، جز به نیت خرید ندارند و در مواردی با بستن درهای نگارخانه؛ حتی اجازه ورود به این افراد را نمی دهند.

3ـ اگر اعتقاد به اصالت فعالیت های اقتصادی و اصطلاحاً؛ اقتصاد هنر باشد، چرا باید در یک ژست فرهنگی بی دلیل، این درآمدها ـ که این روزها برای بعضی از نگارخانه ها قابل توجه نیز هست ـ از معافیت های مالیاتی فعالیت های فرهنگی و هنری مندرج در بند ل ماده 139 برخوردار باشند؟ آیا از این فرصت ها و معافیت ها نمی توان در موارد ضروری تری استفاده کرد؟ آیا واحدهای فرهنگی و نهادهای دولتی لزومی به ورود در اقتصاد تا این حد و به قیمت به حاشیه رفتن هنرهای ناب، دارند؟

4ـ آیا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی فقط متولی قسمتی از هنری است که قابلیت شرکت در معاملات اقتصادی را دارد؟ جای هنر و هنرمندی که دور از دغدغه ثروت و تنها با انگیزه های هنری و فرهنگی و یا حداکثر امرار معاش وارد عرصه هنر می شود و تمایلی به ترفندهای ـ گاه خلاف اخلاق ـ اقتصاد هنر مرسوم در فضای این روزها ندارد، کجاست و چگونه باید حمایت شود؟ و از طرفی هنرمندی ـ که به هر دلیلی ـ در فعالیت اقتصادی موفق است و از طرف تجار و دلال های هنری حمایت می شود، چرا باید تحت حمایت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هم باشد و اندک بضاعت این نهاد را صرف فربه تر شدن کند؟ آیا مختصات فعالیت های هنری کشور با مختصات جهانی هنر همراه است که در باب اقتصاد هنر به شیوه های بازار آزاد و رقابت غربی استناد شود؟

5ـ حالا که رویدادهای هنری مثل دوسالانه ها و... تقویم منظمی ندارند، محل عرضه آثار هنرمندی که تمکن مالی متناسب با شرایط این بازار اقتصادی ندارد، کجاست؟

6ـ آیا می توان از نگارخانه ای که از طریق دریافت ورودیه و منابع حاشیه ای کسب درآمد می کند، انتظار تلاش برای فروش آثار و تأمین منافع هنرمند را داشت؟ تکلیف هنرمندی که با هزاران زحمت هزینه های تولید و ارائه اثر را متحمل شده و به دلایل مذکور و یا به خاطر عدم توانایی مدیریت نگارخانه موفق به فروش اثری نشده، چیست؟ الگویی که مد نظر مسئولین برای اداره یک نگارخانه ـ که هم منافع هنرمند را تامین نماید و هم منافع نگارخانه دار را ـ چگونه الگویی است؟

7ـ آیا روال فعلی و فرهنگ حاکم بر اداره نگارخانه ها، ترفندهای بازاریابی و رابطه بین خریدار و فروشنده و دلال و مخاطب و بازار و... مورد تأیید وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است؟ آیا این وزارتخانه مسئولیتی در قبال این فرهنگ جاری ندارد؟ 

8ـ چرا برخی مفاد آئین نامه مصوب موجود اعمال نمی شود؟ و اگر آئین نامه مود مورد قبول مدیران مربوطه و مدیران نگارخانه ها نیست، چرا با ارائه دلایل کافی نسبت به اصلاح آن اقدامی نمی شود؟ آیا تعلیق و تعطیلی قانون با نظرات شخصی و خارج از مجاری قانونی امکان پذیر است؟

واژه های کلیدی:  نگارخانه، سعید فلاح فر، اقتصادی، تجاری، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
تاریخ نشر: 1395/10/27