پیشگیری کنیم یا درمان؟

سعید فلاح فر

شاید اگر تجسمی هم درتلوزیون؛ هفت سینمایی داشت و یا نود فوتبالی، یا اگر مجلسی ها به اندازه سینما و فوتبال روی بقیه هنرها هم حساسیت داشتند، وضع رویدادهای تجسمی فرق می کرد. جشنواره هنرهای تجسمی فجر را مسئولین دولتی بزرگترین رویداد این حوزه می دانند که البته جای بحث فراوان دارد. در آخرین دوره این جشنواره اتفاقاتی افتاده که با وجود بایکوت های مخوف رسانه ای باز هم به بیرون درز کرده است. انتقاداتی مطرح شده که همچنان از طرف برگزارکننده بی پاسخ مانده و مدیران تجسمی از یک سو و خبرنگاران همسو از طرف دیگر به تحسین های اغراق آمیز بسنده کرده اند. از جمله بعد از اختتامیه و اهدا جوائز، تصاویری منتشر شده که نشان می دهد بررسی شبهه کپی و سرقت هنری تعدادی از آثار نمایش داده شده در موزه هنرهای معاصر تهران ناگزیر است. حتی بعضی از این آثار موفق به دریافت طوبی زرین جشنواره شده اند. در بین این برگزیدگان نام دختر یکی از داورها هم به چشم می خورد که با تغییر و تلخیص نام خانوادگی باز هم از نظر دور نمانده است. بنابراین لازم است با دقت بیشتری به موضوع سرقت هنری و حدود آن و مفاهیم الهام و ایده های مشترک پرداخت. در یک رویداد هنری ملی تعیین این مرزها بر اساس اصول علمی و یا حداقل عرف اجتماعی و هنری نقش مهمی در انتخاب ها دارد.
ـ این امری بدیهی است که با وجود فراوانی برنامه ها و نمایشگاه های هنری در سراسر دنیا و تعدد هنرمندان و رشته های هنرهای تجسمی گروه داوری از یک شباهت قابل تشکیک بی خبر باشد. اما این امر وظائف اخلاقی و حرفه ای ایشان را بعد از آگاهی از موضوع نفی نمی کند.

ـ گاهی فضاهای اجتماعی و هنری، رویدادهای تاثیر گذر ملی و جهانی و... شرایطی را به وجود می آورد که ممکن است منشاء شباهت های انکار ناپذیر اما ناآگاهانه آثار دو هنرمند باشد. این الهام مشترک یا انگیختگی همزمان که حتی در زبان و ادبیات هم به کرات اتفاق افتاده در هیچ جای دنیا مصداق سرقت محسوب نمی شود.
ـ در مواردی هنرمندان تلاش کرده اند تا یک ایده شناخته شده و یا یک اثر مشهور هنری را، با علم و اعلام، با تغییراتی به مفاهیم و محتوایی متفاوت تبدیل کنند و یا معنایی بومی از آن بسازند. حتی ممکن است هنرمندی احساس کند می تواند با دخل و تصرف کم یا بسیار اثری خام را به اثری فراتر و برتر تبدیل کند یا شیئی غیرهنری را عیناً به عنوان اثر هنری به نمایش بگذارد و منظری تازه به آن شیء ببخشد؛ که نباید این نوع برخورد با آثار هنری را مصداق سرقت های هنری دانست. البته مشروط بر این که همه این تحولات مبتنی بر نظریات و دیدگاه هنری قابل اعتنا انجام شود.
ـ ارجاع به ضمیر ناخودآگاه و حافظه پنهان هنرمند نیز پدیده قابل انکاری نیست. به این شکل که ممکن است هنرمندی اثری را در سال های دور دیده و بی این که قصد کپی آن را داشته باشد، حافظه و تصویر قبلی خود را با خلاقیت و نوآوری خود اشتباه بگیرد. تصویری را بازسازی کند که به اشتباه و به سبب فراموشی آن را از آن ذهن خود می داند. معمولاً هنرمندان بعد از آگاهی از این امر، خود به توضیح واقعه می پردازند و شرح ماجرا را بر رسوایی ترجیح می دهند.

===
سئوال اینجاست که در رویدادی مثل جشنواره هنرهای تجسمی فجر با وجود ابهامات موجود چه باید کرد؟ آیا اعضاء هیئت داوری از این شبهات باخبر بوده و با علم بر آن اقدام به انتخاب آثار کرده اند؟ و اگر این اتفاق ناآگاهانه رخ داده همچنان آیا با وجود روشنی موضوع، به نظرات و مواضع قبلی خود اعتقاد دارند و از آن دفاع می کنند؟
آیا آنچه این روزها مورد سئوال برخی هنرمندان و فعالان این حوزه بوده، کاملاً مبرای از تهمت سرقت هنری است؟ اگر چنین نیست چه باید کرد؟ بر فرض این برائت، آیا باز هم این آثار با وجود دوپینگ فکری، شایسته احراز مقام و رتبه و ورود به گردونه رقابت با آثار اصل خواهند بود؟

در میدان های بزرگ ورزشی رسم بر این است که اگر ـ حتی بعد از سال ها ـ ثابت شود ورزشکار برنده ای متهم به استفاده از مواد نیروز بوده، مدال قهرمانی او را با اعلان همگانی پس گرفته و به نفر بعدی می دهند. این رسوایی ورزشی یکی از کارآمدترین اقدامات اخلاقی برای مبارزه با دوپینگ و حفظ سلامت داوری محسوب می شود. آیا در صورت اثبات سرقت هنری و یا فقدان دلایل موجه برای برگزیدگان این جشنواره ـ و به منظور  تنبیه خاطیان، حفظ حقوق شرکت کنندگان، آموزش رفتارهای حرفه ای و پیشگیری از جرم هنری در دوره های آتی و... ـ برگزارکنندگان عزم و شجاعت اعلان تغییر نتیجه ها را دارند؟


سعید فلاح فر

واژه های کلیدی:  تجسمی، فلاح فر،
تاریخ نشر: 1395/12/07