10 روز با عکاسان پایتخت یا 10 روز با عکاسان در پایتخت

محمد نیک عهد

به عنوان یک عضو انجمن عکاسان ایران پرسش هایی در ذهن من وجود دارد که مایلم از این طریق اگر پاسخی برای آن یافت شود.

پرسش هایی که در سال گذشته به شکل حضوری مطرح کردم و پاسخی نگرفتم و امسال هم در یکی از سایت های سابقه دار کامنت کردم و با حذف و عدم نمایش آن از نمایش مواجه شدم.
ابتدا اینکه نفس کار جمع شدن و با هم بودن و عنوان گذاری « 10 روز با عکاسان » به خودی خود ایده خوبی است که توسط سیاست گذاران و اعضای هیات مدیره انجمن به آن پرداخته شده است اما در واقع به گمان بنده در اجرا اشکالاتی را می بینم که مایلم مطرح کنم تا شاید بتواند این پیشنهاد گره گشا و شاید هم عدم امکان اجرایی شدن آن ذهن درگیر و مشتاق به کمک به شما را به ایده های دیگر وادارد.
و سال گذشته نیز با یکی از دست اندرکاران موضوع را بیان نمودم اما متاسفانه! در عمل اتفاق خاصی نیفتاد و در همچنان جریان این مراسم بر همان پاشنه می چرخد که موجب نارضایتی هایی نیز شده که از گوشه و کنار می بینیم و می شنویم.


10 روز با عکاسان توسط « انجمن عکاسان ایران » برای همه اعضا برپا شده است حال پرسش بنده اینجاست چند درصد از اعضا توانسته اند تاکنون از آن بهره ببرند؟ آیا این آمار تهیه شده است که چند درصد از تعداد اعضا در طی ادوار برگزار شده مخاطب و پیگیر و بهرمند از این مراسم و جریان بوده اند؟
آیا بهتر نبود عنوانش را به « 10 روز با عکاسان پایتخت » و یا « 10 روز با عکاسان در پایتخت » تغییر می دادند هر چند باز همه عکاسان ساکن در تهران هم از آن بهره مند نمی شوند.
آیا بهتر نبود هزینه ای که صرف کلانی که با دستاورد ناچیز ، صرف این رویداد می شود در جایی دیگر بکار گرفته می شد تا بهره وری بیشتری را نصیب اعضا می کرد؟
فقط دهان به نقد نمی گشایم اندکی صبر داشته باشید پیشنهاد هم می دهم.
به عنوان نمونه با شناسایی نقاط ضعف در آثار عکاسان ایرانی از شهر ماکو گرفته تا بندر زیبای چابهار و از آنسو از سرخس تا خرمشهر به تولید محتوای آموزشی مورد نیاز پرداخته شود و در قالب لوح فشرده به آنها ارسال شود ، چرا که هیچ عقل سلیمی نیست که بگوید من از آموزش بی نیازم. البته که انسان همواره نیازمند آموزش مستمر می باشد به خصوص در زمانه ای هستیم که محتوای دانش بشری حتی در حوزه عکس و عکاسی و تجهیزات و فن و دید و فنون ارایه و … با سرعت تمام در حال دگرگون شدن است
اگر واقعا در فکر افزایش کارایی و بهره وری در اعضای انجمن عکاسان ایران هستیم این گوی و این میدان.
دقت کنید که اگر در سایت انجمن عکاسان ایران مروری گذرا داشته باشیم در ساختار انجمن جای خالی کمیته ای به نام آموزش مشهود است (یا من نمی بینم و بی اطلاع ام).
شاید الان دوستان دست اندرکار عنوان نمایند همین پروژه 10 روز با عکاسان یک برنامه صرفا آموزشی است که پیشاپیش خدمت این دوستان عرض می کنم چه کسانی بهره مند می شوند؟ فراگیران و حاضرین در کارگاه ها و نشست ها چند درصد از کل اعضایی هستند که سالانه حق عضویت پرداخت می کنند و پیگیر امور انجمن هستند و بیش از یک کارت و تعدادی پیامک، عایدی دیگری ندارند.


فرصت در این جا بسیار کمتر از آنست که بخواهم به همه مشکلات و موانع و ایراداتی که به ذهنم می رسد بپردازم اما فقط در راستای پیشنهاد به یک مورد خام دیگر می پردازم که نیازمند چکش کاری ذهن پویای شما مجربین است که آیا جنبه عملی شدن دارد یا ندارد و آن اینکه جامعه عکاسی بخاطر فضای امنیتی خاص حاکم کمتر وارد گود عکاسی مستند می شود چون از رویارویی با پلیس و موانع امنیتی و انتظامی و نیروهای لباس شخصی و حمایت های قانونی و موانع تابع ضابطه و روش برخورد و … هراس دارد یا بهتر بگوییم گریزان است.
برای یک بار بیاییم به جای ده روز با عکاسان تهران ، پروژه ده روز با عکاسان ایران را در قالب تعریف یک پروژه مستند برای کل اعضا اجرایی کنیم و دعوت کنیم همه عکاسان ده روز به عکاسی از سطح شهر های خود بپردازند و البته در این راستا با نیروی انتظامی و دیگر عوامل با حفظ ضروریات قانونی و امنیتی هماهنگی های لازم انجام شود و به همه سطوح این نیرو از تهران بزرگ گرفته تا پاسگاه این نیرو در کوت عبداله اهواز و شهر بستک هرمزگان و شهر طبس و … ابلاغ شود که نه تنها مانع حضور عکاسان نشوند که حامی و یاورشان باشند و این همدلی بتواند تصاویری زیبا از عوامل و کارکنان این قشر خدوم دیده نشده ثبت و رسانه ای کند.
هنوز تصویر سرباز نیروی انتظامی که در هوای بارانی کاور شخصی خود را بر سر کودک کار در خیابان گرفته و پناهش داده است و گسترش آن در شبکه های اجتماعی و در نهایت به تقدیر عکاس ایسنا و سرباز منجر شد را به خاطر داریم.


این کار چند حُسن دارد.

ابتدا اینکه نیروی پلیس حضور عکاس را به عنوان یک شهروند در حین انجام کار در اماکن مجاز و عمومی پذیرا می شود و به جای ذهنیت برخورد، روح حمایتگرانه را تعریف و ایجاد کنیم و در دفعات بعدی نوعی آشتی ملی با نیروی های انتظامی و امنیتی را پی ریزی نماییم. اتفاقی که در جشنواره عکس فیروزه در تبریز تا حدی شاهد آن بودیم که پلیس دوشادوش عکاسان و به عنوان حامی شان و نه موارد دیگر حضور داشت و چه نتایج مثبتی در فرهنگ و تصویر و تاریخ آن شهر در کوتاه مدت و میان مدت و البته بلند مدت به جا خواهد گذاشت.
از سویی تعداد بسیار زیادی عکس تولید خواهد شد که می تواند نمایشگاه آن پس از غربالگری در کل ایران شهر به شهر به نمایش گذاشته شود و اینگونه لااقل عضو غیر تهرانی انجمن عکاسان ایران احساس می کند که حضور دارد و فقط به او به عنوان نیروی تامین اعتبار و پرداخت کننده حق عضویت سالانه نگریسته نمی شود.
به هر تقدیر سخن بسیار است که فرصت در این جا بسیار محدود مسایل دیگری نیز مد نظرم بود که ان شالله اگر دوستان طلب کنند و تمایل داشته باشند، می توانم به شکل حضوری به بیان آنها بپردازم.
کماکان قدردان زحمات تان هستیم و خود را در حمایت از شما و نقد شما محق می دانیم.


ارادتمند
 محمد نیک عهد اراکی

تاریخ 21 آذر ماه 1395
واژه های کلیدی:  محمد نیک عهد، ده روز با عکاسان ایران
تاریخ نشر: 1395/09/23